بزارین یکم از دلتنگیم بگم.

خرید بک لینک
رفته بودم پیش شوهرم عقدیم. موقع جدا شدن تو فرودگاه در گوشش گفتم ببین من بغلت میکنما. همیشه کل کل داریم. میگه زشته دختر. بعد بغلش کردم رفتم. چشمام پر شده بود. بهش میگفتم من نمخوام برم اونم همیشه میگه نرو میگم باید برم سر کار. پشت شیشه از هم جدا شدیم فقط صورت همو میدیدم. انقدر گریه کردم.خیلی. شبش تو خونه گریه کردم. صبحش سر کار چشمام باد کرده بود. خسته ام ازین جدایی ها. هر بار انگار یه چک محکم میخورم. بهش گفتم دیگه نمیام پیشت تو هم دیگه نیا چون من سختمه. اما مگه میشه. دل مگه تاب میاره. این سری گفتم سرکار نمیرم میام ور دلت. اما مگه میشه.

زندگی من...

ما را در سایت زندگی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 20:49

صفحه بندی