ازون موقع تا حالا کلی اتفای جدید افتاده
نامزدیمو بهم زده بعد شش سال
اولش خیلی سخت بود
اما نمخواستم مثل خیلی از زنهای جامعه ترسو بمونم و به خاطر ترسم ادامه بدم. با حمایت خانواده این ترسو شکستم. و خودمو نجات دادم.
داشتم فکر میکردم چه ادم غمگینی بودم، اما الان شش ماهه خوشحالم زندگی سالمی دارم. و هر چی خواستم دارم بهش نزدیک میشم. یه عالمه دوستای جدید و خوب یدا کردم. و احساس میکنم زندگی خیلی وسیع تر از اون چیزی بود که این سالها میدیدم.
البته اینارم بگم که کلی مشاوره و روانشناس رفتم تا به اینجا رسیدم.
زندگی من...ما را در سایت زندگی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 19